| عبید شاکی |
تو ز شادی خند خند و نیستی آگاه از آن // که فلک بر تو بخندد روز و شب در زیر لب
|
درباره وبلاگ
![]() طنازان
سگ وبگرد
نیما دهقانی دست دوم دفتر طنز حوزه ي هنري موسسه ي گل آقا عباس حسين نژاد مهدي استاد احمد شهرام شهيدي آرمين سنقري جان عشاق گرگ بيابان منبع موثق ناصر فيض رضا رفيع ارمغان زمان فشمی رويا صدر اتاق زابغر لينك آي طنز بوالفضول الشعرا خاگينه ستون آزاد اميد مهدي نژاد وقايع ابن محمود انجمن طنز محمود فرجامي مرد رند خران دو عالم حامد مراديان ارژنگ حاتمي جلال سميعي وب خند حالنامه زهرا دري راشد انصاري مهرداد صدقي علي زراندوز شكوفه موسوي طنز فروش فاضل تركمن فاطمه صداقتی فرامرز اکرمیه طنز کاغذ قیچی لبشخند آمار وبلاگ
|
گزارش نشست دیروز در حوزه به نقل از ایسنا: منوچهر احترامي چخوف را به يك رانندهي ناشي پيشبينينشدني تشبيه كرد و گفت: هيچ نويسندهاي نيست كه زير دين چخوف نباشد. به گزارش خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين پيشكسوت طنز در نشست دگرخند دفتر طنز حوزهي هنري كه روز گذشته (سهشنبه) در بررسي آثار و طنز چخوف برگزار شد، پس از نمايش تلهتئاتر «خواستگاري نظامي» چخوف، دربارهي زمان آشنايياش با آثار اين نويسندهي روس گفت: فكر ميكنم هشت يا نه ساله بودم كه يكي از ترجمههاي قديمي از آثار چخوف را با مقدمهي مفصلي كه دربارهي فكاهينويسي چخوف بر آن نوشته بود، خواندم. اين آشنايي حتا قبل از كودتاي 28 مرداد صورت گرفت و چخوف چون روس بود، در آن دوره در اينجا معروف شده بود و آثارش چاپ ميشدند. اين نويسندهي طنزپرداز ادامه داد: پس از خواندن آثار ديگري از چخوف فهميدم كه او اقيانوسي است و فكر ميكنم پايان آشنايي من با او مشخص نباشد؛ چون واقعا بيكران است. احترامي در ادامهي سخنانش گفت: چخوف نمايشنامههاي تكپردهيي زيادي دارد و ظاهر كارش خيلي ژورناليستي است و به نظر ميرسد گاهي يكروزه متنهايي براي مطبوعات مينوشته است. او در طول نزديك به 26 سال كار، حجمي از آثار را ارائه داده كه حيرتآور است و غير از بخشهاي روزنامهيي كارهايش كه بيشتر طرح هستند، همهي آثارش ماندگارند. او همچنين تأكيد كرد: چخوف را نميتوان در يك نگاه بررسي كرد؛ بايد مجموعهي كارهايش را خواند و دانه دانه بررسي كرد و يا شخصيتهايي را كه در آثارش خلق كرده است، همينطور. مثلا ماركز يا همينگوي در آثارشان چند شخصيت بيشتر ندارند؛ اما چخوف در هر قصه و نمايشنامهاش مثل «مرغ دريايي» و «باغ آلبالو» شخصيتهاي فراواني دارد كه همه اثرگذاراند و در سايه نيستند. دربارهي چخوف مثل اين است كه بگوييم شبيه يك رانندهي ناشي است كه تو نميداني چه زماني در جاده به خاكي ميزند و چه زماني مسير عوض ميكند؛ چيزي پيشبينينشده است و اين يعني خود زندگي. او زندگي را تعريف نميكند؛ بلكه خود زندگي را نشان ميدهد. چخوف متخصص اين كار است. دربارهي شخصيتهايش نميتوان فهميد كه يك لحظه بعد چه ميكنند. احترامي گفت: چخوف چيز اضافهاي در آثارش، بويژه در نمايشنامههايش، نميآورد. حتا اگر در صحنهاي تفنگي بر روي ديوار آويزان باشد، معتقد است كه حتما بايد تا پايان صحنه گلولهاي از آن شليك شود. حركتها، ديالوگها، تصميمها و اتفاقها پيشبينينشدهاند و اين كار چخوف است. به همين دليل است كه وقتي يك قصه از او را بارها ميخوانيم، باز دلمان ميخواهد دوباره آنرا بخوانيم؛ مثل شعر حافظ است كه باز ميخوانيم و دوست داريم دوباره بخوانيم. اين پژوهشگر طنز در ادامه توضيح داد: ديالوگها و قصههاي چخوف تكديالوگ يا تكقصه نيستند. او با همهچيز قدم به قدم پيش ميرود؛ از جمله با شخصيتهايش. در تمام نمايشنامههاي او دانشجويي وجود دارد كه از ابتدا تا انتهاي عمرش، شغلش دانشجويي است. اين قبيل شخصيتها در همهي نمايشنامههاي او مرتب تكرار ميشوند. در صحنههاي او، صحنه يا رو به باغ باز ميشود؛ چون بههرحال فضاي بورژوازي است، و يا ميز و صندلي در آن چيده شده است. فضاها و حركتها خيلي سادهاند و پيشبينينشده. و اگر او را با گي دو مو پاسان مقايسه كنيم، بايد بگوييم مو پاسان دربارهي زندگي آدمها مينويسد؛ اما چخوف خود زندگي را به تصوير ميكشد. تفاوت ديگر او با بقيه در اين است كه چخوف همراه با آدمهايش ميآيد و براي همهي آنها دلسوزي هم ميكند. طنز او نميخنداند؛ ولي به فكر واميدارد. ترسيم آدمها در آثارش بيشتر ما را به خنده واميدارد. او دنيايي دارد پر از آدمهايي كه همه عاشقاند و خطاكار و معصوم. منوچهر احترامي همچنين دربارهي وجود فضاي گروتسك يا طنز سياه در آثار چخوف گفت: طنز گروتسك زشتتر نشان دادن زشتيهاست؛ چخوف زشتيها را نشان ميدهد؛ ولي هيچكس را گناهكار نميبيند. او توانايي اين را دارد كه فانتزي را با مسائل معمولي روزمره قاطي كند. در تصويرسازي معركه است و حتا خيلي از نويسندگان ايراني در همان سالهايي كه شروع كردند به قصه نوشتن، از او تقليد كردند و او سهمي در آثار ادبي آن دورهي ما دارد. چخوف خيلي از زشتيها را نشان ميدهد؛ اما زشت نشان نميدهد؛ با لطافت و عطوفت نشان ميدهد. فرق من و چخوف مثل فرق من و هوشنگ مرادي كرماني است. قصههاي مرادي كرماني خيلي تصويرياند و بنابراين همهي كارهايش فيلم ميشوند. چخوف در اين كار تبحر دارد؛ يعني چيزهايي را كه مربوط به قصه نيست، نميآورد و چيزهايي را كه احتمالا مربوط به قصه است، ميآورد. وي دربارهي تاثير چخوف بر آثار ادبي ايران نيز گفت: يك نويسندهي فرانسوي ميگويد اگر چخوف نبود، من هم نبودم. هيچ نويسندهي فرانسوي نميتواند ادعا كند كه رگهاي از آثار چخوف در كارهايش نيست. حتا در فيلمهاي كوروساوا اثر گذاشته است. در كار ما هم در نوشتههاي صادق هدايت و در تكقصههاي كوچك خيلي قشنگ اوايل كار صادق چوبك، اين فضاها را ميبينيم. در قصهها و آدمهاي ديگر هم ميبينيم؛ حتا برخي از نويسندگان ما برخي از قصههاي او را به نام خود چاپ كردهاند؛ مثل «تمشك تيغدار». ماركز هم براي آثار كوتاهش از فرانسويها و فرانسويها هم از روسها و چخوف اثر گرفتهاند. معتقدم هيچ نويسندهاي در هيچجاي دنيا نيست كه بعد از چخوف، زير دين او نباشد؛ به خاطر فضاهايي كه ساخته و نوع برخوردي كه با قصه داشته و همراهياش با آدمها. چخوف براي همه اشك ميريزد. در ادامهي برنامه، تلهتئاتر ديگري از آثار چخوف پخش شد و احترامي دربارهي آن خاطرنشان كرد: اجراي برخي از كارهاي او خيلي سخت است؛ چون متنها خيلي سادهاند و ظاهرشان عمقي ندارند، بويژه نمايشنامههاي بلندش كه كمتر اجرا ميشوند. كارهاي او ميتواند خيلي آموزشي باشد و در فضاي دانشگاهي ما اجرا شود. در آثار او، سوژهها بهانهاي هستند براي اينكه درون افراد را هم بشكافند. نقطهي عطف همهي آثار چخوف انسان است. او هيچ كار معمولياش با كار معمولي آدمهاي معمولي همسنگ نيست و نمايشنامههاي اوليهاش كه خيلي تلخ نيستند، به هيچوجه به پاي قصههاي كوتاهش نميرسند. |
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
دوستان
پیوندهای روزانه
>> این نوشتهی نبوی را حتما بخوانید.
>> سیب گاز زده کنار خیابان «سهراب» اگر می دید چهل روز عزای عمومی اعلام می کرد >> خنديدن به جهان >> رويكرد صداوسيما به برنامههاي طنز جدي نيست >> هفتآسمان مجاز فرهنگ و هنر(31) >> شکر خند این ماه برگزار نمی شود به سلامتی! >> این آقا طنز فروشی می کند. >> بی اشکال نبوده و نیستیم. >> دیگر هیچ چیز بوی انسان نمی دهد. >> دعوا دعوا. >> شب موسيقي در راديو پيام شب مضراب وحنجره وتعريف. >> عزت ایرانی یا خلیج عربی ؟! >> میداد شعار پشت هم در نطقش. >> معلم ها از شادی به خیابان ها ریخته اند. >> تئاتر شهر تهران نابود باید گردد. تمام پیوندها هفتان
آرشیو مطالب
شهریور 1388
مرداد 1388 تیر 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 امکانات
|
Copyright © 2006 All Rights Reserved by obeyd.Blogfa.com