تبليغاتX
عبید شاکی

تو ز شادی خند خند و نیستی آگاه از آن // که فلک بر تو بخندد روز و شب در زیر لب

درباره وبلاگ
... اما حاجی آقا فقط یک داستان سیاسی نیست، مسائلی چون تعداد زوجات و اوضاع خدمتکاران منزل حاجی آقا و رشوه خواری و دروغ و تزویر همه از عناصری هستند که هدایت با آنها شوخی می کند. شکل و شمایل حاجی آقا و تعابیری که هدایت در لحظه لحظه داستان از واکنش های او و حالات چهره اش می دهد و دردی که امان او را بریده و نشیمنگاه او را دچار عذاب کرده است از عناصر دیگر شوخی در حاجی آقاست. جمله معروف «توی دنیا دو طبقه مردم هستند به چاپ و چاپیده، اگر نمی خواهی جزو چاپیده ها باشی سعی کن که دیگران را بچاپی...» که از زبان حاجی آقا صادر می شود طنز تلخ و روش استعمار مردم به دست امثال حاجی آقاست، جمله ای که شاید مانیفست زندگی بسیاری از مردم و دولت ها و حکومت ها باشد، و حقیقت تلخی از مناسبات آدم ها...
طنازان
آمار وبلاگ
توطئه موسیقیایی

چهارمین داستان طنز در لوح

استاد موسیقی که سعی می کرد مودبانه حرف بزند فریاد زد: «آقاجان میگم این مجوز رو دیروز گرفتیم، با مهر و امضا، هفتاد و پنج ساله دارم می خونم با همین مجوزها هم دارم می خونم، تا حالا هم اتفاق نیفتاده که کنسرت من لغو بشه چون مجوز گرفتم با مهر و امضا.»
سرهنگ که سعی می کرد مودبانه حرف بزند، نعره کشید: «حضرت آقای استاد عرض کردم خدمت شما که بلا نسبت غلط کرده اند مهر و امضا کرده اند، شما مهر و امضای آنها را قبول داری یا مقام و درجه مارو، اضافه بر این توی مجوز نوشته کنسرت بلوز شما دیشب چرا راک اجرا کردی؟»
استاد که سعی می کرد فریاد نزند تا حنجره اش آسیب نبیند، داد زد: «تو حین اجرا بداهه نوازی می کنیم، دیشب رفتیم تو مایة راک، حس نوازندة گیتار بود که من هم باهاش رفتم و خوندم.»
سرهنگ که سعی می کرد مودبانه قانون را در جامعه ترویج بدهد، غرشی کرد که: «شما خیلی معذرت می خواهم گ........ غلط کردی که بداهه خوندی اونهم راک، اگر قرار باشه هر کسی که مجوز کنسرت بلوز می گیره راک بخونه، هر کسی که مجوز کنسرت راک می گیره بلوز بخونه که ساز رو ساز بند نمی شه. نگفتی راک خوندن تو باعث ایجاد شور می شه قِـر میاد تو کمر ملت. مگه تو مجوز ننوشته 2 تا پرکاشن ، چرا 3 تا پرکاشن استفاده می کنید؟ ها !؟»
استاد که سعی می کرد ادب را رعایت کند، عربده کشید: «3 تا پرکاشن استفاده کردم چون تشخیص دادم صدای کوب کمه و سالن بزرگه، لازم باشه 40 تا پرکاشن استفاده می کنم. لازم باشه اصلاً پرکاشن استفاده نمی کنم به خودم مربوطه.»
سرهنگ که حسابی عصبانی شده بود، نعره کشید: «نوازنده ی گیتارتون مشکل عقیدتی سیاسی داره، بچه سوسول با اون موهای جلف رو چه به موسیقی بلوز، شما دارین گند می زنین به هر چی هنره، کنسرت تعطیل این بچه قرتی هم باید با ما بیاد.»
استاد که دیگر داشت حسابی از کوره در می رفت، گفت: «اگه دستتون به این بچه بخوره با من طرفین...»
( در ادامه دست سرهنگ به بچه می خورد و استاد دست می گذارد روی شانه ی سرهنگ تا او را از بچه جدا کند که درجه های سرهنگ پاره می شود و سرهنگ از فرط عصبانیت گيتار بچه را می شکند و استاد محکم می زند توی گوش سرهنگ و سرهنگ محکم می زند توی دماغ استاد و استاد می افتد و مردم هم یکی یکی با هم درگیر می شوند که در این درگیری تعداد 11 آلت موسیقی از بین می روند و 2 آلت باقی مانده هم توسط نیروهای مردمی امحا می شود. در ادامه و با حضور به موقع آفتابه ها در محل درگیری غائله ختم به خیر می شود و تعداد 31 نفر از اراذل و اوباش معروف و مشهور و مطرح مسکو دستگیر می شوند و همان جا به سزای اعمال خود می رسند)

  اخبار بیست و سی از تلویزیون ملی مسکو:
درگیری امروز مقابل دانشگاه صنعتی پلی تکنیک لنین کبیر خاتمه یافت. به گزارش خبرنگار ما از خیابان تولستوی شمالی برخی ایادی صهیونیزم جهانی و دانشجویان فریب خورده و عوامل منافق داخلی سعی داشتند با سو استفاده از تعطیلی یک کنسرت مشکوک موسیقی لهو و لعب و برانداز در حوزه هنری به تبلیغ سکولاریسم بپردازند که با حضور به موقع مردم در این صحنه موفق نشدند به حیثیت هنر خدشه ای وارد کنند. گزارش تصویری همکارم بیلف رو ببینید از محل حادثه و صحبت های تکان دهنده ی یکی از این عوامل.

منبع : لوح

 نوشته شده توسط رضا ساکی |  
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
دوستان
پیوندهای روزانه
هفتان
آرشیو مطالب
امکانات
اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كنید!   ذخيره كردن صفحه!   اضافه کردن این وبلاگ به علاقه مندیها!   لینک RSS

Copyright © 2006 All Rights Reserved by obeyd.Blogfa.com