| عبید شاکی |
تو ز شادی خند خند و نیستی آگاه از آن // که فلک بر تو بخندد روز و شب در زیر لب
|
درباره وبلاگ
![]()
... اما حاجی آقا فقط یک داستان سیاسی نیست، مسائلی چون تعداد زوجات و اوضاع خدمتکاران منزل حاجی آقا و رشوه خواری و دروغ و تزویر همه از عناصری هستند که هدایت با آنها شوخی می کند. شکل و شمایل حاجی آقا و تعابیری که هدایت در لحظه لحظه داستان از واکنش های او و حالات چهره اش می دهد و دردی که امان او را بریده و نشیمنگاه او را دچار عذاب کرده است از عناصر دیگر شوخی در حاجی آقاست. جمله معروف «توی دنیا دو طبقه مردم هستند به چاپ و چاپیده، اگر نمی خواهی جزو چاپیده ها باشی سعی کن که دیگران را بچاپی...» که از زبان حاجی آقا صادر می شود طنز تلخ و روش استعمار مردم به دست امثال حاجی آقاست، جمله ای که شاید مانیفست زندگی بسیاری از مردم و دولت ها و حکومت ها باشد، و حقیقت تلخی از مناسبات آدم ها...
طنازان
دست دوم
دفتر طنز حوزه ي هنري موسسه ي گل آقا عباس حسين نژاد مهدي استاد احمد شهرام شهيدي آرمين سنقري جان عشاق گرگ بيابان منبع موثق ناصر فيض رضا رفيع ارمغان زمان فشمی رويا صدر اتاق زابغر لينك آي طنز بوالفضول الشعرا خاگينه ستون آزاد اميد مهدي نژاد وقايع ابن محمود انجمن طنز محمود فرجامي مرد رند خران دو عالم حامد مراديان ارژنگ حاتمي جلال سميعي وب خند حالنامه زهرا دري راشد انصاري مهرداد صدقي علي زراندوز شكوفه موسوي طنز فروش فاضل تركمن فاطمه صداقتی فرامرز اکرمیه آمار وبلاگ
|
نمي توانم چهره پدرم را ببينم، روزنامه را جلوي صورتش گرفته، عمو پرويز که روبه روي من نشسته است اشاره مي کند که آرام باشم، فکر مي کنم الا ن پدر گلدان را از روي ميز برمي دارد و مي زند توي سرم، شايد هم بزند توي سر خودش يا شايد بزند توي سر عموپرويز، چون پدر وقتي عصباني مي شود، بزرگ و کوچک سرش نمي شود و هر چه دم دستش باشد به سمت اطرافيانش پرتاب مي کند. به عمو پرويز اشاره مي کنم که مواظب سرش باشد. سکوت حکمفرماست. مي دانم که پدر از اين که من در شهر دوري قبول شده ام حسابي عصباني است. به قول خودش هزار کيلومتر اون ورتر قبول شده اونم چي، هنر، من نمي زارم دخترم بره هزار کيلومتر اون ورتر درس بخونه. پدر همچنان پشت روزنامه بود و من و عمو پرويز مشغول صحبت کردن با ايما و اشاره که پدر ناگهان غرشي کرد و روزنامه را مچاله کرد و گفت: اين سارکوزي هم شورشو درآورده، هنوز نيومده شده مدافع آمريکا. تازه ضدآلمان هم حرف مي زنه، اروپا اگه بخواد اين جوري ادامه بده نابود ميشه، دليلي نداره که فرانسه هم بشه متحد آمريکا، داره؟من و عمو پرويز که همين طور مات و مبهوت داشتيم تحليل سياسي پدر را در ذهن خود مرور مي کرديم وقتي چهره برافروخته و عصباني پدر را ديديم و نگاه او را که بي صبرانه انتظار پاسخ را مي کشيد با هم گفتيم: نه. بعد پدر با مشت روي ميز کوبيد و ادامه داد: حالا تو اين اوضاع دختر يک دونه من بايد هزار کيلومتر اونورتر قبول بشه، اونم چي، هنر، آخه يکي نيست بگه آدم مي ره هزار کيلومتر اونورتر هنر بخونه؟ آخه هنر هم شد رشته، آخه هنر هم شد شغل؟ پيش خودم فکر کردم من چه آدم بد شانسي هستم که درست وقتي سارکوزي طرف آمريکا را مي گيرد بايد هنر قبول بشوم. توي همين فکر بودم که عمو پرويز شروع کرد به صحبت کردن و بعد از سي و پنج دقيقه جر و بحث با پدر او را متقاعد کرد که من يک ترم در رشته هنر ثبت نام کنم و درس بخوانم و ترم دوم را مرخصي بگيرم و دوباره براي کنکور بخوانم تا مهندس بشوم. اصولا در خانواده ها هميشه مهندس بودن بهتر است از هنرمند بودن و حتي پسرخاله من که سوپرمارکتي دارد مقام شريف تري بين فاميل برايش قائلند تا پسرخاله ديگرم که فلسفه خوانده. خلا صه بعد از چهل و پنج دقيقه فک زدن قرار شد پدر بليت هواپيما بگيرد تا هزار کيلومتر را زودي برويم ثبت نام کنيم و برگرديم. اما چشمتان روز بد نبيند که خوشي ها چند دقيقه اي بيشتر طول نکشيد، چون وقتي پدر از آژانس مسافرتي پرسيد که آيا براي شهري که هزار کيلومتر آن ورتر است براي فردا بليت دارد يا نه، جواب منفي شنيد. بعد محکم گوشي را قطع کرد و رو کرد به عموپرويز و گفت: ببين برادر من، من نه بنزين اضافه دارم که هزار کيلومتر اون ورتر برم واسه ثبت نام، نه حال و حوصله دارم. شکر خدا قطار هم که نداره، کمر اتوبوس سوار شدن هم ندارم، با کشتي هم که نمي شه رفت، پس خلا ص، هنر بي هنر. و بعد دوباره روزنامه را باز کرد و جلوي صورتش گرفت و شروع کرد به خواندن. فکر مي کنم توي آن صفحه از روزنامه چيزي درباره اخراج دوباره نواز شريف از پاکستان نوشته شده بود. جايي هزار کيلومتر آن ورتر. |
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
دوستان
پیوندهای روزانه
>> سیب گاز زده کنار خیابان «سهراب» اگر می دید چهل روز عزای عمومی اعلام می کرد
>> خنديدن به جهان >> رويكرد صداوسيما به برنامههاي طنز جدي نيست >> هفتآسمان مجاز فرهنگ و هنر(31) >> شکر خند این ماه برگزار نمی شود به سلامتی! >> این آقا طنز فروشی می کند. >> بی اشکال نبوده و نیستیم. >> دیگر هیچ چیز بوی انسان نمی دهد. >> دعوا دعوا. >> شب موسيقي در راديو پيام شب مضراب وحنجره وتعريف. >> عزت ایرانی یا خلیج عربی ؟! >> میداد شعار پشت هم در نطقش. >> معلم ها از شادی به خیابان ها ریخته اند. >> تئاتر شهر تهران نابود باید گردد. >> امام حسین استیضاح می شود. تمام پیوندها هفتان
آرشیو مطالب
مرداد 1387
تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 امکانات
|
Copyright © 2006 All Rights Reserved by obeyd.Blogfa.com