| عبید شاکی |
تو ز شادی خند خند و نیستی آگاه از آن // که فلک بر تو بخندد روز و شب در زیر لب
|
درباره وبلاگ
![]()
... اما حاجی آقا فقط یک داستان سیاسی نیست، مسائلی چون تعداد زوجات و اوضاع خدمتکاران منزل حاجی آقا و رشوه خواری و دروغ و تزویر همه از عناصری هستند که هدایت با آنها شوخی می کند. شکل و شمایل حاجی آقا و تعابیری که هدایت در لحظه لحظه داستان از واکنش های او و حالات چهره اش می دهد و دردی که امان او را بریده و نشیمنگاه او را دچار عذاب کرده است از عناصر دیگر شوخی در حاجی آقاست. جمله معروف «توی دنیا دو طبقه مردم هستند به چاپ و چاپیده، اگر نمی خواهی جزو چاپیده ها باشی سعی کن که دیگران را بچاپی...» که از زبان حاجی آقا صادر می شود طنز تلخ و روش استعمار مردم به دست امثال حاجی آقاست، جمله ای که شاید مانیفست زندگی بسیاری از مردم و دولت ها و حکومت ها باشد، و حقیقت تلخی از مناسبات آدم ها...
طنازان
دست دوم
دفتر طنز حوزه ي هنري موسسه ي گل آقا عباس حسين نژاد مهدي استاد احمد شهرام شهيدي آرمين سنقري جان عشاق گرگ بيابان منبع موثق ناصر فيض رضا رفيع ارمغان زمان فشمی رويا صدر اتاق زابغر لينك آي طنز بوالفضول الشعرا خاگينه ستون آزاد اميد مهدي نژاد وقايع ابن محمود انجمن طنز محمود فرجامي مرد رند خران دو عالم حامد مراديان ارژنگ حاتمي جلال سميعي وب خند حالنامه زهرا دري راشد انصاري مهرداد صدقي علي زراندوز شكوفه موسوي طنز فروش فاضل تركمن فاطمه صداقتی فرامرز اکرمیه آمار وبلاگ
|
از همه بيشتر موبايل كلافه اش كرده بود، زرت وزرت ويبره مي زد و بدنش را تكان مي داد، آن را از جيب درآورد و روي ميز گذاشت. لحظه اي بعد كه گوشي دوباره زنگ خورد ناگهان صدايي مثل صداي گاو فضاي اتاق انتظار را پر كرد بلافاصله گوشي را برداشت و دوباره در جيب گذاشت. آقايي كه روبرويش نشسته بود گفت: «ببخشيد قربان برا قلبتون ضرر داره! اصلا خاموشش كنيد.» خانم ميان سالي كه كنار او نشسته بود و سعي مي كرد خودش را به او بچسباند، گفت: «ماشاا... زنگ خورتون هم كه بالاست. حتما خانومتون نگران شده، فكر كرده با يكي ديگه رفتين كافي شاپ!» خانم ديگري كه دورتر نشسته بود و دست بچه اش را محكم گرفته بود، گفت: «اين موبايل ها هم شده دردسر مردم، مرده شورشو ببرن كه داريم مي ميريم ولي باز زنگ مي زنه.» پسرك جواني كه سرش را الكي مي جنباند، گفت: «آقا مدل گوشي تون بالاست، رمش چند گيگه؟ اين بلوتوث شماست روشنه؟ ياس وحشي؟ كه ناگهان خانمي كه سعي مي كرد خودش را به او بچسباند رو به پسرك كرد و گفت: «نه مال منه، نكنه شما هم آْل پاچينويي؟» تصميم گرفت گوشي را خاموش كند اما قبل از خاموش كردن، پيام ها را يكي يكي گوش كرد: «سلام استاد، نيوشا هستم مي خواستم بگم اگه براي داستان بعدي تون نياز به تجربه عشقي دارين من حاضرم به جاي الگو... منظورم اينه كه... چيزه... با من باشيد تا داستانتون نوشته شه. مرسي عزيزم... الو سلام، من صابر هستم. من داستان يه جمله اي نو مي نويسم، شماره شما رو به زحمت پيدا كردم، چند تاشو براتون مي خونم. نظر بدين لطفا. داستان ها ايناست: علي از مدرسه به خانه برگشت، ساحل دريا اغلب صدف دارد، ماه از پشت ابر بيرون جست، خرما را از درخت مي چينند... الو سلام استاد، اوژن هستم، دوباره به داستان گير دادن مي گن براي اخذ مجوز بايد شخصيت سميرا از داستان حذف بشه. لطفا هر چه زودتر تماس بگيريد. اين يازدهمين مورد حذفه. با اين حساب از داستان چيزي نمي مونه كه... الو سلام بابايي رفتي دكتر؟ اكو كردي؟ الو بابايي... الو مرديكه خائن وطن فروش تُف به ذاتت بي غيرت... الو سلام، از نشريه بهار زندگي زنگ مي زنم. خواستم بپرسم از چه رنگي خوشتون مياد و متولد چه ماهي هستين... سلام عيلكم. لطفا فردا راس ساعت دوازده تشريف بياوريد، جهت پاره اي از توضيحات به همان نشاني قبلي موفق باشيد... دايي جان سلام، خوبي؟ ببين دايي من آزمايش رو نشون دكتر دادم. ايشون هم مي گه هر چه زودتر بايد عمل شي، قربونت برم دايي جونم. خوب مي شي، دايي جون بهم زنگ بزن...» گوشي را خاموش كرد و به صندلي تكيه داد؛ توجه اش به حرفهاي زني كه سعي مي كرد خودش را به او بچسباند، جلب شد. مجله زردي را در دست گرفته بود و به پسرك جوان نشان مي داد و مي گفت: «اينو ببين، اين هنر پيشه رو، تو اوج شهرته، يعني اين از خدا چي مي خواد، به هر دختري بگه بمير، براش مي ميره!» ۲۷/۱۱/۸۶
کچکف از کلاس درس تاریخ مسکوی هیچ چیز نفهمید. استاد می گفت: «مشرف بر مشرف گماردن و مشرف بر مشرف مشرف گذاشتن یعنی اختناق و خفقان، به همین دلیل هیچ کس در دربار تزاری در امان نبود جز شخص شاه، در واقع همه جاسوسی یکدیگر را می کردند و تنها کسی مشرف نداشت شخص شاه بود، حالا فکر کنید که ویلیام والاس فردی را بر شاه مشرف کرده بود، این عین دیوانگی و البته ذکاوت بود، ذکاوتی که عاقبت سر او را به باد داد و پاداش آن چیزی جز مرگی سخت نبود.» کچکف وقتی چیزی را نمی فهمید گمان می کرد که خیلی مهم است، به همین دلیل سخنان کلاس تاریخ مسکوی استاد را به صورت خیلی محرمانه به اداره مرکزی فرستاد و زیر سخنان استاد که نفهمیده بود خط قرمز کشید و در حاشیه نامه نوشت: «اقدام علیه منافع ملی و براندازی نظام از سخنان آتشین استاد محرز است لذا حکم وی محارب می باشد و...» این روش کچکف بود که در همه نامه ها حکم متهم یا متهمه را نمی نوشت و آن را به دادگاه صالحه ارجاع می داد که این نشان از سلامت نفس و تواضع اداری او بود. کچکف با این که از محتوا و فحوای کلام استاد در درس تاریخ مسکوی چیزی نفهمیده بود، هنگام شنود درس ریاضی به افکار پلید استاد پی برد و در نامه ای آنی و سری به پاپ نوشت: از مامور کد 007 به پاپ اعظم بدینوسیله آخرین سخنان استاد مارشال در دانشگاه سن پترزبورگ که عینا از روی نوار پیاده شده است را تقدیم می کنم باشد که کلیسا و شخص شما با این عناصر فساد و منتشران نیهیلیسم جهانی در کشور به مبارزه برخیزد. «... هیچ ضرب در هیچ می شود هیچ، هیچ تقسیم بر هیچ می شود هیچ، هیچ به اضافه هیچ می شود هیچ، هیچ منهای هیچ می شود هیچ، پس نتیجه می گیریم که هیچ همیشه هیچ اشت چه وقتی در دو طرف یک معادله باشد چه وقتی که فقط در یک طرف معادله باشد، مثلا هیچ بعلاوه یک میلیارد می شود یک میلیارد و هیچ در آن هیچ تاثیری ندارد به قول پوشکین: جهان و کار جهان جمله هیچ بر هیچ است، هزار بار من این نکته کرده ام تحقیق.» برادر کچکف را مامور کرده بودند که به طور مخفیانه کلاس های درس استاد مارشال را شنود و مراتب را به اداره مرکزی گزارش کند. برادر کچکف شب قبل از تشکیل کلاس توانشته بود با همکاری و کمک برادران متعهد حراست دانشگاه وارد کلاس بشود و چهارمیکروفن را در چهار گوشه ی کلاس جا سازی کند. داستان نهم در لوح
چهل و پنج سال کار هنری در بالاترین سطح آن هم بدون حاشیه چیزی که باور کردنش برای خودش هم مشکل بود ولی واقعیت داشت. او فوق ستاره سالهای دور و نزدیک سینما بود. فوق ستاره ای پاستوریزه که در طول چهل و پنج سال فعالیت هنری حتی یک بار هم دچار حاشیه نشده بود. دیگران فکر می کردند به علت مراقبت و مواظبت و ذکاوت اوست که تا به حال هیچ حاشیه ای پیرامونش ایجاد نشده است، ولی خودش خوب می دانست که اصلا حاشیه ای ندارد و این آزارش می داد. بالاخره یک روز تصمیم گرفت هر طور شده وارد حاشیه بشود به همین دلیل یک فایل بلوتوث از خودش در حال رقص در یک مجلس لهو و لعب منتشر کرد اما هر چه منتظر ماند حاشیه ای زندگی اش را در بر نگرفت و حتی یک خبرنگار هم از روزنامه های زرد به سراغش نیامد. بعد به فکر ازدواج مجدد افتاد و در اختتامیه ی جشنواره ی فیلم های ملی به مجری زن مراسم که یک دختر بیست و یک ساله از فوق ستاره های سینمای کشور بود پیشنهاد ازدواج داد اما همه آن را یک شوخی هنری تلقی کردند. شب بعد از مراسم در کوچه پس کوچه های پایین شهر با یک دسته از اراذل و اوباش درگیر شد و دو نفر از آنها را راهی بیمارستان کرد اما این درگیری هم برای او حاشیه ساز نشد. فردای آن روز در یک میتینگ تبلیغاتی باگوجه به صورت یکی از سران ارشد مملکت زد اما پلیس فردی را که کنار او بود دستگیر کرد و به حرفهای فوق ستاره سینما توجهی نکرد. یک هفته بعد در یک گروگان گیری صد و پنجاه نفر از دانش آموزان یک مدرسه را به گروگان گرفت اما حتی یک خبرگزاری این خبر را منتشر نکرد. یک ماه بعد با مراجعه به دادگاه و ارائه مدارک به ایجاد رابطه غیر افلاطونی با یک هنرجوی خیلی خیلی جوان اعتراف کرد اما سودی نبخشید. یک سال بعد وقتی مست لایعقل از خیابان می گذشت با یک دوچرخه تصادف کرد و جان سپرد. فردای آن روز یک روزنامه محلی در صفحه حوادث خود نوشت: «هنرمند مردمی و متعهد بدون هیچ حاشیه ای به دیار باقی شتافت.» ۸/۱۱/۸۶ از جام جم سرما و يخبندان چند روز گذشته در کشور و بارش برف سنگين در اغلب استان ها باعث شد بخش هاي گوناگون خبري راديو تلويزيون و همچنين مطبوعات به اطلاع رساني و تحليل اين مساله بپردازند. اصولا حوادث غيرمترقبه هميشه براي کشور ما دردسرساز و مشکل آفرين است ، اما اين بار دستاورد بارش برف سنگين ، تنها يخبندان و گرفتار شدن مردم در جاده ها و قطع گاز يا مرگ شهروندان نبود، لطمه ديگري هم داشت که برپيکره زبان فارسي فرود آمد! اگر گوش شما هم مانند گوش ويراستاران به برخي واژه ها و ترکيبات نامانوس و جعلي ، حساس باشد؛ حتما طي اين چند روز، متوجه يک اشتباه مهم دستوري شده ايد که پياپي تکرار مي شود. اين اشتباه ، به کار بردن ترکيب و فعل مرکب «تجربه کردن» است ، آن هم در معنايي که تاکنون در زبان فارسي متداول نبوده است! به گفته ابوالحسن نجفي فعل to experience در زبان انگليسي به چند معني است که يکي از آنها، معادل تجربه کردن در فارسي است ولي معاني ديگري هم دارد که نمي توان آنها را به معناي تجربه کردن ، ترجمه کرد! تجربه کردن يعني چند و چون چيزي را آزمايش کردن و به صحت آن يقين کردن. بنابراين تعريف و به کار بردن اين ترکيب در جملاتي مانند: هم اکنون بسياري از شهرهاي ايران ، پاييز را تجربه کرده اند، غلط است. چون مسلما منظور گوينده اين نيست که در شهرهاي ايران مشغول بررسي و سنجيدن پاييز شده اند، بلکه منظور اين است که در بسياري از شهرهاي ايران هم اکنون پاييز شده است. اما گويندگان راديو تلويزيون طي اين چند روزه آنقدر از اين ترکيب نابجا استفاده مي کنند که اهل ويرايش و اديبان مخاطب اين رسانه را متعجب مي سازند، حتما اين جمله ها را بارها شنيده ايد، مردم کازرون بعد از 30 سال برف را تجربه کردند! مردم تهران سرماي شديدي را تجربه مي کنند! طي چند روز آينده ، بارش هاي خوبي را تجربه خواهيم کرد و... گفتني است ؛ پيدا کردن جايگزين براي اين جمله ها، کار ساده اي است. آنقدر ساده که ممکن است شما فکر کنيد حق با گويندگان رسانه ملي است. مثلا به جاي جمله هاي بالا بايد گفت ؛ پس از 30 سال در کازرون برف باريد! مردم تهران سرماي شديد را احساس مي کنند! طي چند روز آينده ، باران خوبي خواهد باريد و... حال نکته جالب توجه اينجاست که استفاده از اين جملات ، همچنان در رسانه ها ادامه دارد و انگار کسي پيدا نمي شود که به نويسندگان و گويندگان متذکر شود که از فعل «تجربه» کردن در موارد ياد شده استفاده نکنند. در پايان اميدواريم با خواندن اين نوشته با يکي از غلطهاي رايج آشنا شده باشيد! نه اين که آن را تجربه کرده باشيد، راستي هيچ فکر کرده ايد که چطور مي شود يک غلط رايج را تجربه کرد؟ ۱/۱۱/۸۶ |
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
دوستان
پیوندهای روزانه
>> سیب گاز زده کنار خیابان «سهراب» اگر می دید چهل روز عزای عمومی اعلام می کرد
>> خنديدن به جهان >> رويكرد صداوسيما به برنامههاي طنز جدي نيست >> هفتآسمان مجاز فرهنگ و هنر(31) >> شکر خند این ماه برگزار نمی شود به سلامتی! >> این آقا طنز فروشی می کند. >> بی اشکال نبوده و نیستیم. >> دیگر هیچ چیز بوی انسان نمی دهد. >> دعوا دعوا. >> شب موسيقي در راديو پيام شب مضراب وحنجره وتعريف. >> عزت ایرانی یا خلیج عربی ؟! >> میداد شعار پشت هم در نطقش. >> معلم ها از شادی به خیابان ها ریخته اند. >> تئاتر شهر تهران نابود باید گردد. >> امام حسین استیضاح می شود. تمام پیوندها هفتان
آرشیو مطالب
خرداد 1387
اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 امکانات
|
Copyright © 2006 All Rights Reserved by obeyd.Blogfa.com